بزرگترین شکاف ارزی ۲۰ ماه اخیر؛ فنر بورس تا کِی فشرده میماند؟
آمارهای تازه از بازار ارز و سهام نشان میدهد شکاف میان ارزش دلاری بازار سرمایه و نرخهای مختلف ارز به بالاترین سطح خود در ۲۰ ماه گذشته رسیده است. بر اساس این گزارشها، اختلاف میان دلار آزاد و نرخ نیما باعث شده ارزش دلاری بازار سهام حدود ۵۹ میلیارد دلار کمتر از حالت متعارف برآورد شود؛ شکافی که در دورههای گذشته معمولاً قبل از جهشهای قابلتوجه شاخص کل اتفاق افتاده است.
به گزارش گروه اقتصادی، در ماههای اخیر، مقایسه ارزش دلاری بازار سهام با نرخ دلار آزاد و نیمایی به یکی از ابزارهای پرکاربرد برای ارزیابی وضعیت بورس تبدیل شده است. دلیل اهمیت این شاخص آن است که بخش عمده شرکتهای بورسی، بهویژه شرکتهای صادراتمحور، سودآوری خود را بر اساس نرخ ارز محاسبه میکنند و تغییرات نرخ نیما یا دلار آزاد میتواند به سرعت در صورتهای مالی آنها اثرگذار باشد. در همین راستا، افزایش مجدد نرخ دلار آزاد به محدوده ۱۱۸ هزار تومان و تثبیت نرخ نیما در بازه ۷۰ تا ۷۱ هزار تومان، اختلاف قابلتوجهی در ارزشگذاری دلاری شرکتهای بورسی ایجاد کرده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، ارزش دلاری بازار سرمایه با دلار آزاد اکنون در محدوده ۹۵ تا ۹۸ میلیارد دلار قرار دارد؛ سطحی که در گذشته همیشه یکی از کفهای تاریخی بازار سرمایه محسوب میشده است. کارشناسان اقتصادی اشاره میکنند که در دورههای مشابه، بازار معمولاً پس از رسیدن به چنین سطوحی روند بازگشتی داشته و وارد فاز صعودی شده است. هرچند این موضوع به معنای پیشبینی روند نیست، اما دادههای تاریخی نشان میدهد بخش قابلتوجهی از تغییرات بازار با همین الگوی رفتاری همراه بوده است.
در بخشی از این گزارش به مکانیسم شکلگیری شکاف میان دلار آزاد و نرخ نیما پرداخته شده است. زمانی که دلار آزاد رشد میکند اما قیمت سهام با تأخیر واکنش نشان میدهد، ارزش دلاری بازار کاهش مییابد. از سوی دیگر، هنگامی که سود عملیاتی شرکتها با نرخ نیما محاسبه میشود و این نرخ در سطحی بسیار پایینتر از نرخ آزاد تثبیت میماند، ارزش دلاری شرکتها نیز از منظر سودآوری کمتر دیده میشود. ترکیب این دو عامل باعث شده شکاف فعلی به بیش از ۵۹ میلیارد دلار برسد.
مرور تاریخی: هرجا شکاف بزرگ شد، بورس جهش کرد
بر اساس دادههای تاریخی، چنین اختلافی در سه دوره مهم قبلی نیز مشاهده شده است. نخستین دوره در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ بود که جهش ارزی و کاهش ارزش دلاری بورس بهدنبال آن، زمینهساز شروع رالی سال ۱۳۹۹ شد. دومین دوره در سال ۱۴۰۱ اتفاق افتاد که با گسترش فاصله میان ارز نیمایی و آزاد، شاخص کل در زمستان ۱۴۰۱ و بهار ۱۴۰۲ رشد قابلتوجهی را تجربه کرد. اکنون نیز بازار در شرایطی قرار گرفته که اختلاف ارزش دلاری به بالاترین سطح ۲۰ ماه اخیر رسیده و دوباره موضوع «فنر فشرده بورس» در مرکز توجه قرار گرفته است.
چرا شکاف بالا احتمالاً پایدار نمیماند؟
در بخشی دیگر از گزارش، دلایل احتمالی ناپایداری شکاف فعلی میان دلار نیما و دلار آزاد بررسی شده است. برخی از کارشناسان معتقدند بانک مرکزی دیر یا زود ناچار به اصلاح نرخ نیما خواهد شد، زیرا تداوم این شکاف میتواند سودآوری شرکتهای صادراتی را کاهش دهد و انگیزه فعالیت تولیدی و صادراتی را تضعیف کند. از طرفی، اختلاف بالا میان نرخ آزاد و نیما زمینه ایجاد رانت و فعالیتهای غیرشفاف را فراهم میکند و فشار بیشتری به بخش تولید وارد میسازد.
همچنین گزارشها نشان میدهد در بورس کالا، با وجود تثبیت نرخ نیما، برخی کالاها به دلیل رقابت بالا و کمبود عرضه، به نرخهای نزدیک به دلار آزاد معامله شدهاند. این روند بهتدریج در صورتهای مالی شرکتها منعکس خواهد شد و میتواند اثرات تورمی را در عملکرد فصلی آنها نمایان کند.
در بخش دیگری از گزارش، به ارزش جایگزینی داراییها اشاره شده است. برآوردها نشان میدهد که با نرخ دلار ۱۱۵ هزار تومان، هزینه ساخت، خرید تجهیزات، ماشینآلات و داراییهای ثابت شرکتها بسیار بالاتر از ارزش کنونی آنها در بازار است. این موضوع بهطور معمول یکی از عواملی است که اجازه نمیدهد قیمت سهام برای مدت طولانی زیر ارزش جایگزینی باقی بماند.
نشانههای اولیه تغییر روند در شاخص کل
به گفته برخی منابع، نشانههایی از تغییر روند در شاخص کل نیز در هفتههای اخیر مشاهده شده است. این نشانهها شامل واگرایی مثبت در شاخص کل، افزایش تدریجی شیب صعودی، افزایش ارزش معاملات برخی صندوقهای سرمایهگذاری و رشد معاملات سهام کوچک است. همچنین جریان پول حقیقی به سمت صندوقهای طلا و درآمد ثابت نشاندهنده تلاش سرمایهگذاران برای تغییر ترکیب دارایی و مدیریت ریسک است.
سناریوی محتمل برای ماههای پیشرو
در انتهای گزارش، سه سناریوی احتمالی برای ماههای آینده مطرح شده است. سناریوی نخست بر افزایش نرخ نیما تأکید دارد که میتواند سودآوری شرکتهای صادراتی و صنعتی را بهطور مستقیم افزایش دهد و زمینهساز رشد شاخص شود. در سناریوی دوم، امکان تثبیت نرخ نیما و ادامه افزایش نرخ دلار آزاد مطرح شده که باعث تعمیق شکاف فعلی و افزایش فشار بازار میشود. سناریوی سوم نیز مربوط به کاهش انتظارات تورمی است که احتمال وقوع آن کمتر عنوان شده و مستلزم گشایشهای سیاسی یا تغییر سیاستهای ارزی است.
در پایان گزارش آمده است که بازار سرمایه ایران با وجود شکاف ۵۹ میلیارد دلاری میان ارزش دلاری و نرخهای ارز، اکنون در یکی از ارزانترین سطوح تاریخی خود قرار دارد. ارزش دلاری بازار در محدوده کفهای چند سال اخیر قرار گرفته و بسیاری از تحلیلگران معتقدند که بورس در فاز ارزندگی قرار دارد. با این حال، زمان شروع هرگونه تغییر روند به تصمیمات سیاستگذار در حوزه ارز، بودجه و نحوه اصلاح نظام نیمایی بستگی خواهد داشت.







